تبليغاتX
هر نفس با او


هر نفس با او

نوشته های این وبلاگ احساساتیه و مخاطب خاصی هم نداره

برای بار سوم و اخرین بار روی سجاده ی عشقت سجده میزنم

بوی یاس میدهی

روحم در شبنم غرق میشود و  پرواز میکنم

من پر از لحظه ام

پر از افرینش پر از شب بو های غریب

و دلم هر لحظه برای لغزش اشک کودکی و ارتعاش دل مادری بیتاب میشود

من پر از شب های روشن و ابشار های طلایی و زورق هایی بی برگم تو هستم

من تجلی وجود تو در کهکشان بینهایت ترینم

من خود تو ام

دستانم می لرزد دلم تنگ است اما هنوز اغوشم برای وجود تو باز است و پذیرا

به ضیافت دل های بیتاب خوش امدی بیا قدم بنه در این عرصه ی پر جوشش

انکه از وجود تو هر دم جاری است همین لحظه را به روی تو باز میکند

و اینجا ان لحظه ی تالالو اکنون است

با من برقص در نور و عشق و زیبایی

چه زیبا دستانت موهایم را وازش میکنند

ارامشت را میستایم

خدایا با من بمان

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 21:30 توسط مینا منصوری| |


Design By : Night Skin