تبليغاتX
هر نفس با او


هر نفس با او

نوشته های این وبلاگ احساساتیه و مخاطب خاصی هم نداره

در را باز میکنم

خیابان را میپیمایم

پرواز میکنم

ابرها را میدرم

اسمان را میشکافم

و در فضای خالی شناور میشوم

تو همه ی این هیچ ها و نیست ها هستی

دنبال چه میگردم

صدایت میکنم

خدااااااااااااااااااااااااااا

نمیشنوی

تنها تر میشوم به عرصه ی خاک و خون باز میگردم              نه تو انجا هم نبودی

تنها تر از قبل در اتاقم به نوای غریب بنان گوش میدهم

دستانم میلرزد گویی میدانم مرا میبینی اما به چشمانم نمیخواهم اعتماد کنم

دوباره ان صدای غریب مرا میخواند

به  من نشان بده

خسته تر از قبل ام....

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 10:28 توسط مینا منصوری| |


Design By : Night Skin