تبليغاتX
هر نفس با او


هر نفس با او

نوشته های این وبلاگ احساساتیه و مخاطب خاصی هم نداره

چه زیبا میخراشد بر سنگ     نقش نور خود را

چه ارام و صبور و اتشین مینالد این شام دگرگون را

چه غمگین می نوازد ناله ی مرغ شباهنگم

چه ساکت میشود با دل ز سودایت سخن گویم

چه پاک و کودکانه میتوان گم شد        در خم آن کوچه ی شب

من ان کودک سرشارم

نوازش کن

صدایم کن

مرا دریاب

کز سوز نبودت سخت بیتابم

خدابا من همین هستم که هستم گر نباشم هم همین هستم که هستم

کمک کن بهتر از این باشم و باشم و باشم.....

 

نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 10:30 توسط مینا منصوری| |


Design By : Night Skin