تبليغاتX
هر نفس با او -


هر نفس با او

نوشته های این وبلاگ احساساتیه و مخاطب خاصی هم نداره

چه بوی عریبی میدهد این بهار

چقدر دلم تنگ است

و چه شیشه ها کدر و گرفته اند

گویی هر چه دلم را با اشک میشویم

غبار دوریت شسته نمیشود

این بهار چه نمناک است سفره ی هفت سینم

هفت سین امسال من با سکوت سیاهی و صبر و نبود تو اغاز میشود

چقدر دلم تنگ است

اینجا بوی بهار از ما دور است

راستی انجا پیش خدا بهار چه رنگ است؟

 

حرفهای دل بسیار است و اگر اشک بگذارد بسی مینویسم اما نمیدانم چگونه نبودت را بیندیشم

بیش از این نمیتوانم

سحر گلم قرشته ی مهربانم اولین نبودنت در سال نو برای ما سنگین است

دختر اسمان ها و مهتاب سال نو در حضور خداوند و فرشتگان بر تو مبارک

چقدر جایت خالیست...

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 16:48 توسط مینا منصوری| |


Design By : Night Skin