تبليغاتX
هر نفس با او - ...


هر نفس با او

نوشته های این وبلاگ احساساتیه و مخاطب خاصی هم نداره

نقاشی میکنم دنیای خاکستری ام را

و در انحنای پیچ و خم آخرین کوچه ی شب گم میشوم

براستی شب ماندنیست؟

در تبلور تمنای نور شعر هم با دستانم یاری نمیکند

بوسه های پیاپی خورشید بر لبان ملموس شب

تنها تر دل به کهکشان عمیق شب میسپارم

در امتداد  تجربه ی بودن قدم به بینهایت ترین سهراب میگذارم

تا شقایق هست....

و امروز شقایق هایم پژمردند و بودنم الهام شعر دستان تو بود

 

نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 5:3 توسط مینا منصوری| |


Design By : Night Skin