تبليغاتX
هر نفس با او - یک سال از پرواز ابدی تو گذشت


هر نفس با او

نوشته های این وبلاگ احساساتیه و مخاطب خاصی هم نداره

سلام بابا جان

حالت خوب است؟

امروز که برای تو مینویسم صبح است

و نوای دل انگیز پرندگان در حیاط گوشم را نوازش میدهد

راستی بابا جان انجا پیش خدا هم باغچه ی کوچکت را هرس میکنی؟

بابا جان امروز دلم خیلی تنگ است

نمیدانم از کدام دردم برایت بگویم؟از نا امیدی ها یا دلتنگی ها

بابا جان فقط میدانم جای تو خالیست

بابا جان میدانستی هر وقت که به خانه ی مهرت می آیم جای پاهای خسته ات را روی زمین میبوسم گویی ردی از بهشت است..... سید خدا.. امروز یک سال از عروج پرستوییت گذشت و من اینجا برای لمس دستان پینه بسته ات لحظه شماری میکنم

باباجان امروز صبح که در اتاقت را باز کردم گنجشکی محزون لب پنجره نشسته بود

گویی او هم میداند چقدر جای تو خالیست

باباجان مجالی دیگر میخواهم برای دیدن چشمان آسمانی ات

امروز برای تو آسمان هم دلتنگ است و بس میبارد

باباجان حرفهای دل بسیار است و لی بغض امانم نمیدهد

کلام آخر ..... خدایا هوای بابای ما رو داشته باش...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 9:20 توسط مینا منصوری| |


Design By : Night Skin